أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
17
قانون ( فارسى )
كه گفته شد ، اعتدال حقيقى نيست تا اينكه گفته شود وجود ندارد . معذلك همين نوع اعتدال نيز كه گفتيم اعتدال حقيقى نيست مشكل پيدا مىشود . و اين نوع انسان نيز در شرايط خاصى نزديك به اعتدال حقيقى ياد شده است . مثلا اعضاى گرم انسان مانند قلب و اندامهاى سرد او مانند مغز و اندامهاى مرطوب او مانند كبد و اندامهاى خشك او نظير استخوانها همه باهم متوازن و متعادل باشند تا نزديك به اعتدال حقيقى گردد . اما هريك از اين اندامها به تنهائى چنين نيست مگر پوست كه بعدا درباره آن بحث خواهيم كرد . و اما ارواح « 37 » و اعضاء اصلى ممكن نيست به اين اعتدال حقيقى نزديك شوند ، زيرا كه اين اندامها به سوى گرمى و رطوبت گرايش دارند و خارج از اعتدال حقيقىاند . منشاء زندگى قلب و روح است و اين دو بسيار گرم هستند و گرايش به افراط دارند . زندگى تابع حرارت ، و نشو و نما تابع رطوبت است . حرارت بوسيله رطوبت هدايت مىشود و از آن تغذيه مىكند . اندامهاى اصلى از حيث مزاج سه نوعند كه به بحث آنها مىپردازيم : 1 - سردى - سردى از ويژگيهاى مزاج مغز است و ليكن سردى مزاج مغز به اندازهء گرمى مزاج قلب و كبد نيست . 2 - خشكى - قلب داراى مزاج خشك يا تقريبا خشك است و اين خشكى نيز با رطوبتى بودن مزاج مغز و كبد برابر نيست . مزاج مغز كاملا سرد نيست و همينطور مزاج قلب به كلى خشك نيست ، ليكن قلب در قياس با ساير اندامها خشك و مغز نسبت به ساير اندامها سرد است . قسم سوم : اعتدال ناشى از محيط زيست و اجتماعات انسانى : دايره اين قسم تنگتر از قسم اول يعنى اعتدال نوعى است با اين وصف در حد خود سودمند است و آن عبارت از مزاجى است شايسته هريك از ملتها باقتضاى اقليم و آب و هواى محل زيست آنها . محيط هندوستان مزاجى پديد مىآورد كه مايه صحت مردم هند است ؛ اسلاوها در محيطى رشد و نمو مىكنند كه ويژه اعتدال مزاج آنهاست و تندرستى آنها را تامين مىكند ؛ بدن يك هندى اگر در شرايط مزاجى اسلاوها باشد و بخواهد با آن سازگار شود ، بيمار مىگردد و از بين مىرود . همين موضوع درباره يك اسلاو كه بخواهد با مزاج هندى سازش پيدا كند نيز صادق است . بنابراين براى هر تيره و هر صنف از تيرههاى ساكن هر ناحيهاى از زمين مزاج ويژهاى وجود دارد كه با هواى آن اقليم سازگار است . ليكن اعتدال مزاج در هريك از آنها
--> ( 37 ) - باعتبار قدما ، ارواح مواد بخارى بوده است كه از بخش سبكتر اخلاط منشاء مىگرفته است و انرژى لازم را جهت اندامها و مغز تامين مىكرده است .